بورکی Boorekey

گزارشی از تختگاه هخامنشیان و ساختمان های تاریخی شیراز
نویسنده : بردیا دهقانی - ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٢
 

گزارشی از تختگاه هخامنشیان و ساختمان‌های تاریخی شیراز

دکتر محمود دهقانی

استان فارس در جنوب کشور و یکی از استان های پر جمعیت ایران است. شیراز مرکز  این استان، هوای دل‌گشای کوهستانی دارد که در تابستان کمی گرم می شود اما گرمای آن به صورت شهرهای جنوبی کرانه خلیج فارس نیست. استان فارس به استان‌های اصفهان، هرمزگان، بوشهر، کرمان، یزد و استان کهگیلویه و بویراحمد چسبیده است. در تقسیمات پس از انقلاب دارای بیش از ۱۲۰ شهرستان، شهر و شهرک شده اما عمده‌ترین آن‌ها کازرون، جهرم، خشت، خنج، فسا، داراب، حاجی‌آباد زرین دشت، فیروزآباد، اوز، گراش، لار، لامرد، نورآباد ممسنی، نی‌ریز، اقلید، مرودشت، آباده، سپیدان، استهبان و پاسارگاد است. در استان فارس ترکیبی از ایل‌ها و گروه‌های گوناگون زندگی می‌کنند. بجز برخی از گروه‌های کوچک، ایل های قشقایی، فارس، لر، لارستانی و عرب خمسه پُر اهمیت بوده و گویش‌های گوناگون دارند. سه ایل قشقایی، خمسه و الوار ممسنی از ریشه‌دارترین ایل‌ ها و متشکل از سه ایل تُرک زبان اینالو، بهارلو و نفر می‌باشند. یک ایل نیز با گویش فارسی و ایل دیگری عرب زبان است. صفی‌خانی، رحیمی و قراچه  نیز از ایل‌های پرآوازه در فارس هستند. ایل قشقایی بزرگ‌ترین ایل استان فارس دارای پنج شاخه بوده که در برگیرنده ایل‌های مدام، کشکولی، درشوری، عمله و شش بلوکی است. 

 برخی از این ایل‌ها بیشتر در روستاهای پیرامون مرودشت، فسا، داراب، خنج، صحرای باغ و روستاهای بنو و عماده لارستان پخش و جاگیر شده‌اند. هر چند گفته می‌شود بخش عمده‌ای در سده هشتم از قفقاز به فارس آمده‌اند، اما این ریشه‌یابی به خوبی گویای پیشینه نبوده و نیازمند پژوهش‌های دامنه‌دار می‌باشد. گمان می‌رود ایل های اینالو، بهارلو و شیبانی از ایلات خمسه در روزگار صفوی به ویژه در روزگار شاه عباس یکم به استان فارس آمده باشند. در مورد ایل‌های قشقایی به زبان‌های فارسی و بجز فارسی، نوشته‌های بسیاری چاپخش شده و "لرد کرزن" نیز به آن پرداخته است. از سوی دیگر "فردریک بارث" نیز از ایل ناصری نوشته است اما بهترین سرچشمه برای پژوهش رگ و ریشه ایل ها و پیشینه  رخدادهای  استان فارس، "فارسنامه ناصری" فسائی است.

 یکی از ویژگی‌های ایلات استان فارس سلحشوری آنان می‌باشد. سعدالله خان از ایلات خمسه در استان فارس همچون رئیس‌علی دلواری در بوشهر، در برابر بیگانگان قد برافراشت. از شیرین‌ترین گویش‌ها در استان فارس، گویش‌های "اچمی" لارستانی، لری و قشقائی و گویش عرب خمسه‌های فارس است. گویش‌های کازرونی و شیرازی نیز از گویش‌های شیرین هستند. برخی بر این باورند که گویش "اچمی" لارستان، از فارسی پهلوی روزگار پیشتر از ساسانیان است. روزگار پیدایش واژه "اچمی" بر این گویش روشن نیست، اما نام این گویش چون اشاره به واژه  "اچم – رفتن" دارد، شاید زبان ایل‌های کوچرو روزگاران پیش از اسلام باشد. باید یاد‌آور شد که رد پای این گویش نه تنها در استان فارس، بلکه در استان‌های بوشهر و هرمزگان نیز دیده می‌شود. فراتر از آن این گویش به کشور هند و شهرهای آن سوی آب، بویژه دوبی نیز گسترش پیدا کرده است.

 گویش‌های تنگستانی، بردستانی، دشتی و کازرونی نیز دارای بسیاری از واژه های "اچمی" است که رد پا و فراز و نشیب پیشینه این گویش به پژوهش‌های دامنه دار نیاز دارد. نگارنده بر این باورم که اگر فرهنگستان زبان روزی نیاز به پالوده کردن زبان پارسی از واژه‌های عربی و اروپایی داشته باشد، گویش "اچمی" مملو از واژه‌های ناب برای پالایش زبان پارسی است. استان فارس بیشتر از استان‌های دیگر دارای تنوع در گویش است. این استان روزگاری تختگاه هخامنشیان بود و آثار باستانی تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم از روزگار هخامنشی و غارشاپور و نیایشگاه آناهیتای بیشاپور در کازرون نمونه های به جا مانده از روزگار ساسانی است. نام فارس در سنگ‌نگاره‌های هخامنشی پارسه و در نوشته‌های پیشینه‌نگاران یونانی "پرسیس" گفته شده است.

فارس در درازنای پیشینه خود مردمانی کوچنده و چادرنشین داشته که تا به امروز سرشماری در این استان به دلیل کوچ  پی در پی و رفتن به قشلاق با دست انداز همراه بوده است. کوچ ایل‌ها در روزگار هخامنشی و ساسانی نیز به این گونه بوده و پیشینه‌نگاران از آن یاد کرده‌اند. هر چند از بدنه برخی ایل‌ها گروه هایی جدا شده و جاگیر شده‌اند، اما در روزگار پیش از انقلاب پژوهش برای جاگیر شدن ایل های کوچ‌رو  انجام گرفت ولی این کار بی‌فرجام ماند. از آن روزگار تا کنون سعی در ساختن مدرسه بر سر راه آنان شد  اما کلاس‌ها خالی ماندند و ناگزیر آموزش را به چادرها بردند و آموزگاران کوچ‌رو مشغول آموزش دانش‌آموزان ایل‌ها در کلاس‌های  چادری شدند.

         

این استان دارای آب و هوای سردسیر، گرمسیر و پلیمه است. از این رو انجیر، بلوط، بادام، بنه، کنار همراه با گیاهان دارویی از جمله شیرین بیان، کتیرا، آنغوزه و گل گاوزبان در کوه‌های آن می‌رویند. مرکز آن شیراز در عرقیات به ویژه شاطره، آلبالو، بید مشک و نسترن بی همتاست. از سویی درختان میوه و به ویژه خرمای استان نیز آوازه جهانی دارد. خرمای نخلستان‌های شهرهای خشت و جهرم نه تنها به همه استان‌های کشور بلکه به آن سوی آب نیز صادر می‌شود.

 در پیرامون همه شهرها باغ‌های شاداب و سرسبزی وجود دارند. در شیراز مرکز استان، نارنجستان قوام، باغ دل‌گشا، باغ ارم، باغ گلشن، باغ اناری و باغ نظر از باغ‌های زیبا و دیدنی تاریخی هستند. از رودخانه‌ها نیز رودخانه شور جهرم، فهلیان، قره آغاج که سرچشمه آن کوه‌های چهل چشمه مرودشت است، دشت کوار را آبیاری می‌کند. رودخانه سیوند که به کُر می‌ریزد نیز در روزگار هخامنشیان برای ساختن کاخ‌ها مورد استفاده بود.

 این استان از چشمه‌سارهای بسیاری برخوردار است. چشمه حاجی آباد، شش پیر و چشمه آتشکده فیروزآباد از یک سو و از سویی تالاب‌ها و دریاچه‌ها از جمله دریاچه و تالاب ارژن در ۶۰ کیلومتری شیراز، دریاچه "پریشان" کازرون و چشمه "فامور" جایگاهی برای مرغان مهاجر هستند که از اروپا و افریقا به سوی تالاب  می‌آیند. در موسم جفت‌گیری پرندگان، بوی خوش گل در نرگس زارهای کنار دریاچه "پریشان"، تا چند کیلومتر در همه جا پراکنده است. دریاچه کافتر (شادکام) در اقلید، دریاچه مهارلو و بختگان در نزدیکی نی ریز، دریاچه کفه خنج، طشک، هیرم، برم شور، هفت برم و سد درودزن نیز از دریاچه‌ها و تالاب‌ها در این استان می باشند که  در گستره پژوهش موزه تاریخ طبیعی استان، زیر نظر دانشگاه شیراز قرار دارد.

از دیدنی‌های استان فارس دژهایی هست که پیشینه ای دیرینه دارند. دژ اژدها پیکر در غرب شهر لار متاسفانه قسمت‌های مهمی از آن ویران شده، دژ ضحاک در کنار شهر فسا از روزگار ساسانی، دژ دختر از همان روزگار در جلگه فیروزآباد، دژهای گبری و دژ برزو سروستان همراه با سپید دژ ممسنی و سنگ‌نگاره بهرام دوم پادشاه ساسانی در "گویم" جاده سپیدان و شیراز نیز یادگارهای به جا مانده از روزگاران دیرین است اما مسئولان میراث از ویرانی و ساییده شدن آن‌ها جلوگیری نکرده‌اند. این دژها شناسنامه فرهنگی اقوام ایرانی در دل هزاره‌های این سرزمین است.

 اقوام گوناگون از چند هزار سال پیش از میلاد مسیح به سوی فارس آمده و این روند بنا به گویش ها و ایل و تبارهای برجامانده همیشه ادامه داشته است. شاهنشاهی هخامنشی در روزگار خود یکی از دامنه‌دارترین امپراتوری‌های جهان بود. پاسارگاد نخستین پایتخت کورش سر دودمان هخامنشی در دشت مرغاب میان باغی سرسبز ساخته و پس از آن جایگاه تاج‌گذاری‌های شاهان این دودمان شد. پس از آن که کورش چشم بر جهان فروبست، او را در جایی که امروز ورودی به سوی کاخ است، به خاک سپردند. ساختمان سنگی که بر فراز آرامگاه او با معماری سبک ایلامی ساخته شده نیز تا روزگار کنون پابرجاست. از ستون های به جا مانده کاخ در پاسارگاد و ساختمان آرامگاه کورش، روزانه بسیاری از گردشگران درونی و جهانگردان بیرونی بازدید می‌کنند.

ویرانه‌های "استخر" نشان می‌دهد که در روزگار هخامنشی یکی از شهرهای بزرگ فارس بوده است. در شهر "گور" (فیروز آباد) نیز یادگارهایی از آثار ساختمانی کاخ اردشیر بابکان که در کنار چشمه‌ای شکوهمند ساخته شده بود همراه آتشکده‌ها و میل‌ها (مناره ها) پابرجاست. سه کیلومتری تخت جمشید در نقش رستم نیز آرامگاه‌های داریوش یکم، خشایارشاه یکم، داریوش دوم و اردشیر یکم در کوه کنده شده و در جلو آن یک ساختمان مکعب شکل سنگی است که آتشکده یا کعبه زرتشت نام دارد. سنگ نبشته‌ای بر فراز آرامگاه داریوش یکم به میخی نام کشورهای امپراتوری و درخواست داریوش از اهورا مزدا برای راستی و بهروزی سرزمین است. سنگ نگاره دیگری نیز از باور ایلامی ها می گوید. سنگ نبشته هایی نیز به زبان های پهلوی، ساسانی، پارتی و یونانی که نشان از پیروزی شاپور یکم بر "والرین" امپراتور روم دارد به گونه سنگ‌نگاره‌ای در تنگ چوگان در نزدیکی کازرون است.

        

بیشاپور در تنگ چوگان کازرون، در روزگار ساسانیان شهری زیبا و آباد بوده که در کنار رودخانه تاکنون آثار آن پا برجاست. مجسمه شاپور یکم و سنگ نگاره پیروزی  او بر "والرین" در اینجا نیز نمایش داده شده و از میراث‌های با ارزش تاریخی است. پرستشگاه آناهیتا نیز بسیار شکوهمند است. بر سنگ نگاره‌ای اهورامزدا حلقه پادشاهی را بر گردن بهرام یکم می‌آویزد. سنگ‌نگاره چهره شاپور دوم نیز بسیار زیباست. طرح معماری این شهر شکوهمند تا حدودی نمایی از معماری رومی دارد که احتمالا پس از شکست "والرین" مهندسان راه‌سازی او نیز پس از اسارت، همراه با مهندسان ساسانی، در ساختن این شهر به کار گرفته شده‌اند.

 در کازرون و فراشبند پنج آتشکده نیز ساخته شده که آتشکده میانه راه کازرون به فیروزآباد یک چهارتاقی است. نقش رجب در سه کیلومتری تخت جمشید به اصفهان سنگ نگاره هایی از اردشیر بابکان و شاپور یکم دارد. بر یکی از سنگ‌ها، نگاره دو بانو نیز دیده می‌شود. کاخ ساسانی سروستان نیز از یادگارهای بهرام پنجم ساسانی  در روزگار وزیر پرآوازه‌اش مهر نرسی ساخته شده است.

تخت جمشید نمونه معماری بر جا مانده از روزگار هخامنشی یکی از تختگاه‌های باستانی پر آوازه جهان است که اهمیت خود را در هنر معماری هزاره‌های پیش نشان می‌دهد. پس از آن که کوروش بر خویشاوند خود "آستیاگ" پیروز شد، پاسارگاد تختگاه او بود. پس از کورش در روزگار داریوش یکم تخت جمشید انتخاب شد. هخامنشیان نه تنها در تخت جمشید بلکه در هگمتانه، تختگاه پادشاهان پیشین ماد، و در شوش، تختگاه پیشین تمدن ایلام نیز کاخ‌هایی بر پا کرده بودند. معماری آپادانا و تالار صد ستون و ساختمان‌های سراسر کاخ در شهر پارسه یا تخت جمشید یک سده و نیم ادامه داشته است. در کنار یکی از پلکان ها که با سنگ‌های بزرگ ساخته شده، معجر سنگی آن گویای تکراری از زیگورات سومری‌هاست.

 برای ورود به کاخ آپادانا مهمانانی که از جاهای دور می‌آمدند در تالار می‌نشستند و از آن جا به درون کاخ راهنمایی می‌شده اند. آپادانا با ستون‌های بی‌همتا، هنرمندانه‌ترین کاخ در تخت جمشید می‌باشد. از درون کاخ چشم‌انداز دشت مرودشت به ویژه در سرآغاز سبز بهار و هنگام نوروز بسیار دلپذیر بوده و طرح آن از همه سو گویای ردیابی شناسنامه شکوهمند معماری این کاخ است. از سویی کاخ صدستون نیز یکی از جذاب‌ترین و  جادارترین کاخ پذیرایی به دستور خشایارشاه ساخته شد و از آنجا که صد ستون سنگی داشت کاخ صدستون نام گرفت. ورودی‌های این کاخ دارای سنگ‌نگاره‌های زیبا و برجسته است.

 کاخ زمستانی داریوش یکم با دریچه‌های رو به آفتاب، کاخ چهار گوش دیگری است که در کنار آپادانا به چشم می‌خورد با دو ایوان ستون‌دار که دارای سنگ‌نگاره‌های زیباست و کاخ مرکزی نام دارد که چون بر سنگ نبشته‌ای واژه "تچر" دیده می‌شود کاخ تچر نام گرفته است. ساختمان تالار آیینه نیز با سنگ نبشه‌ای به پارسی، ایلامی و بابلی و چند سنگ نبشته میخی بر حاشیه دریچه‌ها و تاقچه‌ها، به داریوش یکم و خشایارشا نسبت داده شده. کاخ هدیش نیز با ایوان و ستون‌ها، بر درگاه ورودی نقش خشایارشا را بر خود دارد.

        

       

پس از آثار شکوهمند هخامنشیان و ساسانیان، ساختمان‌های روزگار صفوی و زند نیز در شیراز همچون عروسی در آیینه تاریخ هنر معماری کشور می‌درخشند. با آن که الله‌وردی‌خان استاندار با فراست روزگار شاه عباس یکم صفوی در شیراز همراه فرزندش امام قلی‌خان ساختمان‌های خوبی ساخت که از نمونه‌های برجامانده آن مدرسه‌خان در محله اسحاق‌بیگ و پُل‌خان یادگاری از آن‌هاست و کلیسای بازارچه ارامنه با نگارگری‌های زیبا و با تاقچه‌بندی و آهوپاکاری (مقرنس) یادگاری دیگر از روزگار شاه عباس دوم است.

         

اما شیراز با روی کارآمدن کریم‌خان زند رو به آبادانی نهاد و ساختمان‌های بیشتری در آن ساخته شد. آثار و ساختمان‌های تاریخی برجا مانده کنونی شیراز شواهدی بر آبادانی روزگاری است که شیراز تختگاه زند بود. از آن جا که فارس نقطه ارتباطی بین سراسر کشور با جهان از راه دریایی خلیج فارس بود شیراز همیشه یکی از شهرهای پر اهمیت کشور بوده است. به دلیل زادگاه سخنورانی چون حافظ و سعدی و تاثیر این دو بر ادبیات کشور آرامگاه حافظ و سعدی شاهد گردشگران و جهانگردان بی شماری از سراسر کشور و کشورهای هم‌گون با فرهنگ ایران است.

ارگ کریم‌خان مرکز فرمانروائی زند بود. با این که بخشی از ساختمان از میان رفته اما خود ارگ باقی مانده و گردشگران درونی و جهانگردان بیرونی از آن بازدید می کنند. این ارگ خندقی به دور خود داشته و طرح های آجری آن بسیار زیبا و برجسته است. برسردر ورودی ارگ داستان کشته شدن دیو به دست رستم بر کاشی هفت رنگ، بازمانده از روزگار قاجار است. ساختمان های درون ارگ متناسب با فصل های سال ساخته شده اند. در دل حیاط حوض مستطیل بزرگی هست که پیرامون آن را درختان نارنج فرا گرفته اند. در گوشه ای گرمابه ویژه کریم خان و ساکنان ارگ با طرحی بسیار زیبا و تاقدار ساخته شده است. در روزگار پهلوی این ارگ زندان بود اما پس از انقلاب به شیوه آبرومندانه بازسازی شد. از آنجا که در روزهای کنونی گفته می شود تونل مترو شیراز از زیر خیابان زند، از  کنار ارگ کریم خان و نزدیک به ساختمان های تاریخی از جمله مدرسه خان خواهد گذشت، هرگونه غفلت در طراحی و مهندسی مترو شیراز می‌تواند با لرزه و تکان‌های پی‌درپی شناسنامه تاریخی شیراز را برای همیشه مخدوش کند. از این رو شهرداری شیراز، سازمان میراث فرهنگی و دست اندرکاران دولتی مسئول هر گونه پیش آمد ناگوار در نابودی این آثار گران بهای شهر شیراز می‌باشند.

        

استان فارس در درازنای پیشینه چند هزار ساله دودمان‌های گوناگون دستخوش دگرگونی‌های تلخ و شیرین بوده است. پس از روزگار ۲۲۰ ساله هخامنشیان، از اسکندر مقدونی، مغول، سپاه راشدین، یعقوب لیث، آل بویه و پس از آن سلجوقیان و اتابکان فارس، آل مظفر و امیر تیمور تا روزگار شاه اسماعیل یکم صفوی و پس از آن‌ها، فارس پی در پی دگرگون و گاه با خشونت‌های بیش از حد رنج بسیار برده است. در آشفتگی‌های واپسین رمق "قویونلوها" و در ابتدای فرمانروایی، شاه اسماعیل یکم فرمان ترک مذهب سنی و پذیرفتن مذهب شیعه را در شیراز به حاکم شهر داد. بنایی شاعر شافعی مذهب را قزلباشان شاه گردن زدند. البته پیش از آن نیز هلالی شاعر شیعه مذهب را ازبکان سنی در جایی دیگر گردن زده بودند. خشونت‌ها از همه سو کوهساران و جلگه‌های فارس را گاه با خون گلگون کرده و بر سر بازار رسوایی روزگار نشانده است. با یورش محمود افغان به اصفهان پایتخت ایران، در روزگار شاه حسین صفوی، شیراز نیز صدمات بسیار دید. جهانگردان و مبلغان مذهبی اروپایی از تخریب ساختمان‌ها و نیایشگاه‌های مردم از جمله زرتشتی، مسلمان، یهودی و مسیحی به دست یورش‌گران  محمود در شیراز گزارش داده‌اند.

        

از آثار شکوهمند زند در شیراز بازار وکیل نه تنها مرکز بازرگانی و داد و ستد است بلکه جایی دل‌پذیر و زیبا برای بازدید گردشگران و جهانگردان می‌باشد. این بازار در بافت قدیم "درب شاهزاده" قرار دارد و دارای چهار دروازه و یک چهارسوی بزرگ است. کاروان‌سرای یزدی‌ها و روغنی نیز در آنجاست. اتاق‌های ضربی بازار و آجر کاری‌های زیبا همراه با نورگیری آن از شاهکارهای معماری بوده  و از سویی آب انبار وکیل نیز از یادگارهای آن روزگار، دلپذیر و دیدنی است. پل رودخانه خشک از سنگ و گچ با پنج دهنه تاکنون پا بر جا بوده و موزه پارس نیز در یک کلاه‌فرنگی زیبا کنار ارگ کریمخان در باغ نظر قرار دارد که معماری ساختمان این موزه به گونه یک هشت ضلعی یادآور هشت‌بهشت در باغ بلبل اصفهان است. ساختمان موزه پارس دارای چهار گوشواره بوده و یک حوض مرمر نیز در میان تالار دارد که با نگارگری‌ها و آهو پاکاری (مقرنس) یکی از زیباترین ساختمان‌های یادگار هنر معماران روزگار زند است.

                         

                         

از سوی دیگر مسجد وکیل نیز از دیدگاه هنر معماری بسیار زیبا و شکوهمند، از ساختمان‌های زند در شیراز است که روزانه گردشگران و جهانگردان از آن دیدن می‌کنند. این مسجد دارای کاشی‌کاری درخشنده و خوش‌رنگ بوده و همراه با تاق‌های ضربی و با نمای مارپیچ ستون‌های یک پارچه سنگی، بی‌نظیر و دیدنی است. دارای شبستان و ایوان است و یک حوض بسیار بزرگ در حیاط قرار دارد. پله‌های منبر مسجد از سنگ‌هایی به گونه مرمر مراغه‌‌ای ساخته شده‌اند. در روزگار قاجار با زمین‌لرزه کاشی‌کاری آن سخت آسیب دید، اما معماران قاجاری فوری دست به کار شدند و آن را بازسازی نمودند. شوربختانه سوداگران سنگ‌نگاره یادمان تاریخ این مسجد  را سال گذشته شبانه از دیوار کنده و به یغما بردند. جای خنجر سوداگران روزگار کنونی نیز به گونه زمین‌لرزه روزگار قاجار، بر گرده ساختمان این مسجد در شیراز بر جا مانده و به تلخی در حافظه تاریخ به ثبت خواهد رسید.

         

----------------------------------------------------

پانوشت:

۱ - فارسنامه ناصری. میرزا حسن فسائی. تهران ۱۳۱۳

۲ – فارس شناخت. فصل نامه فرهنگی و پژوهشی بنیاد فارس شناسی (ویژه همایش بین المللی فارس در جنگ جهانی اول)، آبان ۱۳۸۹ .

۳ -  شناخت ایلات و عشایر. عبدالله شهبازی. نشر نی ۱۳۶۹

۴ – ایل باصری. فردریک بارث. ترجمه کاظم ودیعی ۱۳۴۳

۵ – وقایع اتفاقیه. سعیدی سیرجانی. تهران ۱۳۷۶

۶ -  ناصر دیوان کازرونی به روایت اسناد. پژوهش موسی مطهری زاده تهران: کازرونیه۱۳۸۳

 ۷ – فارس در جنگ جهانی اول . علی اکبر صفی پور بنیاد فارس شناسی شیراز ۱۳۸۹

۸ – ایل باصری از ترنس تا لهباز. غلامرضا توکلی نشر هفت۱۳۷۹

 ۹ – وقایع ایلات خمسه. علی محمد نجفی. موسسه انتشارات جام جوان ۱۳۸۶

۱۰ – بزرگان ایل عرب و ایلات. علی محمد نجفی. انتشارات ائمه ۱۳۸۵                                          

 ۱۱ – ایل عرب. علی محمد نجفی. انتشارات جام جوان. بهار ۱۳۸۷                                                                  

۱۲ -  بناهای تاریخی و آثار هنری جلگه شیراز. علی نقی بهروزی

 ۱۳ – شیراز دیار سعدی و حافظ. علی سامی

۱۴ – تاریخ بافت قدیمی شیراز. کرامت الله افسر. نشر قطره . تهران ۱۳۷۴

۱۵ – اقلیم پارس. سید محمد تقی مصطفوی

۱۶ -  سیاست و اقتصاد عصر صفوی. محمد ابراهیم باستانی پاریزی. تهران  صفی علیشاه ۱۳۷۸

۱۷ – پژوهشی در شناخت باغ های تاریخی ایران و باغ های تاریخی شیراز. علی رضا آریان پور. انتشارات فرهنگسرا. تهران ۱۳۶۵

۱۸ – تاریخ شیراز از آغاز تا ابتدای سلطنت کریم خان زند. جعفر موید شیرازی. انتشارات سخن. تهران ۱۳۸۰                   

۱۹ - وقایع نامه فرقه "کرملی" در ایران، جلد یکم، به زبان انگلیسی، صص ۱۰۶۱ – ۱۰۷۰ چاپ لندن۱۹۳۹

 

 

“A Chronicle of the Carmelites in Persia”, vol 1, pp, 1061-1070. Eyre & Spottiswoode, London. 1939.

20- Blair, S. Sheila. Bloom, M, Jonathon. “Architecture in Iran under the Safavid and Zands”. Yale University Press, 1974.

21- John Curtis, “Ancient Persia”, British Musem Press, 2000.

22- Jennifer Lawless. Kate Cameron, “Studies in Ancient Persia”, Thomas Nelson Australia, 1994.

23- Karen Zeinert, “The Persian Empire”, New York, 1968.

24- Mahmoud Dehgani, “Domestic Architecture in Safavid Iran, 1501 – 1737. University of Technology, Sydney .2000

25- “Persians: Masters of Empire”, by the editor: (John M. Fahey Jr. John L. Papanck. Roberta Conlan), Time. Life Books, Virginia 1995.

26- Perry, John R, “Karim Khan Zand: A History of Iran, 1747-79. Chicago: University of Chicago Press, 1979.

27- Richard N. Frye, “The Golden Age of Persia”London 1975.


 
 
گزارشی از ارگ بم و گردشگری در استان کرمان
نویسنده : بردیا دهقانی - ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٦
 

گزارشی از ارگ بم و گردشگری در استان کرمان

برگرفته از "ایران نامه" دکتر شاهین سپنتا: http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/29/post-763/

دکتر محمود دهقانی

استان کرمان در جنوب شرقی کشور قرار گرفته و مرکز آن شهر کرمان است. شهرهای سیرجان، بردسیر، فهرج، بافت، رفسنجان، شهر بابک، جیرفت، زرند و بم آوازه‌ای دیرینه دارند. اما این استان بر اساس تقسیمات پس از انقلاب دارای نزدیک به ۸۰ شهرستان و شهر و شهرک شده که برخی از آنها در امور بازرگانی و تولیدات در روزگار ریاست جمهوری  رفسنجانی و پس از او پیشرفت کرده است. کاوش‌های علمی ارزشمند باستانی نشانه تمدن را از هزاره‌ها پیش در کرمان آشکار می‌سازد. آثار درخشان معماری باستانی روزگار کهن، همراه با طبیعت بسیار زیبا و متنوع گردش‌گرپذیر بوده که این خود آیینه نمایش فرهنگ و تمدن کرمانی‌هاست. این استان با بهره‌مندی از کوه‌ها و رودها و حتا کویر، آمادگی برای پیشرفت کشاورزی دارد. توانمندی‌های استان کرمان با ارتباطات بهتر از گذشته و با پیشرفت در صنعت امروزین و همچنین صنایع دستی که از روزگاران گذشته تا به امروز آوازه‌دار است به همراه مردمی که گویش شیرین دارند،  گردشگری در استان کرمان را دلپذیر کرده است.  استان کرمان از شمال به خراسان و یزد، از شرق به سیستان و بلوچستان، از غرب به فارس و از جنوب به استان هرمزگان چسبیده است. این استان که خود دارای جمعیت قابل ملاحظه‌ای است و گذرگاهی بر سر راه چند استان مهم کشور است اگر با برنامه‌ای درست و سنجیده با آن برخورد شود در صنعت گردش‌گری می‌تواند گوی سبقت را از همه استان‌ها برباید. چرا که آب و هوای آن دارای تنوع بوده و با آن که گرم و کویری است اما در شب دما به شدت تغییر می‌کند. با این وجود در جنوب غربی و مرکز، سرد کوهستانی و در ناحیه جنوب شرقی گرم و مرطوب است. تنوع آب و هوا باعث شادابی و وفور برخی میوه‌ها و سبزی‌های کمیاب در این استان است. از دیر باز پسته، خرما، قالی و صنایع دستی کرمان به سراسر کشور و خارج از کشور صادر می‌شد. عطر کرمان نمونه دیگری از سوغاتی‌های تاریخی بود اما از مرغوبیت شال و پته و ترمه و جاجیم استان کرمان در بسیاری از متون و گزارش‌های پیشینه‌نگاران یاد شده است. از سویی مرغوبیت و آوازه زیره کرمان آن چنان بالا گرفت که پایش به مثل‌های فارسی نیز کشیده شد.

 

 

          

                                                        تابلوی پاریز کرمان 

          

                                                       باغ پسته در کرمان

در درازنای چند هزار ساله فرمانروایی دودمان‌های گوناگون بر ایران، کرمان از اهمیت به سزایی برخوردار بوده است. با شهرهای کهن و دیرینه و آثار به جا مانده باستانی پیداست که دیار کرمان در روزگار هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان رونق داشته است. آثار باستانی از جمله معماری منحصر به فرد صخره‌ای بسیار زیبای روستای میمند، تپه یحیا در روستای صوغان بافت، تل ابلیس روستای سلطان آباد، شهر قدیمی و دژ کهنه در روستای کهوروییه جیرفت، دژ سنگ در روستای سعید‌آباد سیرجان،  دژ دختر، دژ اردشیر، آتشکده‌ها به‌ویژه آتشکده "شاه فیروز" و گنبد بسیار زیبای "گبری" (جیلیه) که از نظر هنر معماری یکی از یادگارهای با ارزش است همراه با ارگ بم این یکتا نمونه معماری خشتی جهان بخت دیگری برای جلب جهانگرد و گردشگر به استان کرمان است.

 در شهرهای استان موزه‌هایی هستند که برخی از آن ها بسیار زیبا و دارای یافته‌های دیدنی است اما شوربختانه مثل همه جای کشور، از نظم چندانی برخوردار نیست و در رسانه‌های استان و سراسر کشور برای دیدار از این موزه ها کمتر تبلیغ شده است.

باغ‌های بسیار زیبای کرمان از جمله باغ شاهزاده ماهان برجای مانده از روزگار قاجار، باغی دل‌پذیر است. از سوی دیگر هر چند ارگ بم با زمین لرزه ویران شده ولی به واسطه وجود نخلستان و پیشینه دیرین، گردشگران به سوی خود جلب می‌کند؛ و با این که در حال بازسازی است اما قسمت‌هایی از ارگ قابل بازدید است.

وقتی از سیدنی استرالیا به ایران پرواز کردم به استان کرمان هم رفتم چرا که خواهان بازدید از ارگ بم بودم. پس از زمین لرزه یا به قولی "رقص مرگ" و پخش تصاویر ویرانی این ارگ در رسانه‌های جهان خیلی از استادان باستان‌شناس و معمار در خارج حسرت خوردند و تا مدتی در مورد ارگ بم با آن‌ها گفتگو داشتم. همان روز به یاد دارم با مهندس اشراق در پاریس ساعتی در مورد ارگ بم گفتگوی تلفنی داشتم. ایشان هم از شنیدن ویرانی ارگ بم بسیار افسرده شده بود.

در سپیده‌دم فردای روزی که به استان کرمان رسیدم، پیش از بالا آمدن تیغ آفتاب همراه با چهار جوان به بم رفتیم تا بازدید از ساختمان‌ها و آثار باستانی را از آنجا آغاز کنیم. با آن که یک برخورد، در ورود به ارگ موجب دلگیری جوانان شد و من به سختی آن‌ها را آرام کردم، اما با عذر خواهی مسئول دفتر بازسازی میراث فرهنگی، کام همگی ما با هدیه خوشه‌ای از خارک نخل حیاط خانه "زابلی" در محوطه ارگ بم شیرین شد. هر چه رو به جلو می‌رفتیم، ویرانی‌های ناشی از زمین لرزه بیشتر بود. به هر سو نگاه می کردم، آوار غم بر دلم  می‌نشست و شیرینی خارک نخل بازمانده از رقص مرگ ارگ، توان از بین بردن تلخی ویرانه ها را نداشت.

 با نگاه به چهره گروهی از بازدیدکنندگان میخ‌کوب شدم. آن‌ها هم با دیدن آوار و ویرانی‌ها چهره‌ای غمزده داشتند چرا که در سوگ از دست رفتن گوهر پرآوازه‌ای به آن جا آمده بودند. یکی از بازدیدکنندگان خانم جوانی بود که با دوست خود، از شهرستان میاندوآب آمده بودند و با دیدن آوار به تلخی گریه می‌کرد. دانه‌های اشک بر گونه‌اش لمبر می‌زد و فرو می‌غلتید. برای این که با او سر سخن باز کنم و اگر بتوانم به او آرامش بدهم دانه‌ای خارک به او تعارف کردم. باستان‌شناس بود و می گفت ارگ را چند ماهی پیش از رقص مرگ هم دیده است. این حقیقت تلخ بر من این امید را زنده کرد که بخش بزرگی از مردم قدر آثار باستانی نیاکان خود را می دانند، هر چند که سوداگرانی نیز کمر به نابودی  آن بسته‌اند.

در مورد پیشینه تاریخی ارگ بم پژوهش‌های ریشه‌ای باستان‌شناسی لازم است. مرکز اسناد مدارک میراث فرهنگی کرمان با نوشته محمد مهریار، پیشینه شهر باستانی دارزین که در هزاره نخست پیش از میلاد در زمین‌های شمال غربی بم برپا بوده را چاپخش کرده و نوشته است: "در متون تاریخی پیدایش ارگ بم به بهمن بن اسفندیار نسبت داده‌اند، و او را اردشیر دراز دست از شاهان دوران هخامنشی قلمداد کرده‌اند. در سیمای برخی برش‌های ارگ نیز لایه‌های ساختمانی بی‌شماری نمایان است که گویای ساخت و سازهای مکرر در ارگ و تاییدی بر درستی تخمین قدمت متون تاریخی است".

 هر چند که در گذشته ارگ بم کمتر در گستره برنامه کار باستان‌شناسان قرار داشته ولی پس از زمین لرزه دی‌ماه سال ۱۳۸۲ بم، هم اکنون می‌بایست همزمان با بازسازی آن به سال‌یابی شالوده نخستین آن نیز پرداخته شود. معماری و آثار باستانی ایران به دلیل ریشه در ژرفای هزاران ساله نیازمند پژوهش‌های ریشه‌ای است چرا که با روزگاران درهم تنیده دودمان‌های گوناگون، به قول آن فرزانه کرمانی، دکتر باستانی پاریزی: "تاریخ ایران کامپیوتر را هم گیچ می‌کند".

پس از زمین‌ لرزه، کارشناسان آلمانی و ژاپنی و ایتالیایی ارگ بم را کانون توجه باستان‌شناسان سراسر جهان نمودند. سازمان فرهنگی یونسکو نیز از سرعت بخشیدن به بازسازی ارگ پشتیبانی نمود و انتقادهای شدید، سازنده و سنجیده‌ای نیز در این مورد ارائه داد. ایتالیایی‌ها برج عمده ارگ را با چند متر کمتر از اندازه اصلی بازسازی کردند. کارشناسان ایتالیایی علت این کار را مقاوم بودن این برج اعلام نمودند.

 کارشناس آلمانی نیز در بازسازی ارگ تلاش کرد و کارهای خوبی گروه او انجام دادند. اهمیت ارگ بم آنچنان بالا بود که شاهزاده "چارلز" ولیعهد انگلستان که خود باستان‌شناسی خوانده است سراسیمه به بم آمد تا ارزش و اهمیت باستانی ارگ به مجامع فرهنگی و باستان‌شناسی جهان اعلام شود. آن بازدید یقینا همدردی این شاهزاده اروپایی  را در برگی از تاریخ هزاران ساله ارگ بم به ثبت خواهد رساند.

با آغاز بازسازی ارگ بم، دیری نپایید دست‌اندازهای اقتصادی از هر سو روند بازسازی را کند کرد. با این همه برخی از کارمندان در دفتر میراث فرهنگی ارگ بیان می‌داشتند که نجات بخشی ارگ بم در زمانی ۱۵ ساله تدوین شده است. نگارنده بر این باورم که اگر هسته مرکزی ارگ بر فراز پوزه سنگی مد نظر باشد نیز مرمت اساسی و تخصصی آن به بیشتر از ۱۵ سال نیاز دارد. اما اگر مرمت همه ساختمان‌های گرداگرد ارگ مد نظر است دو دهه نیز وقت کمی خواهد بود. از آنجا که کسانی چون دکتر مختاری و مهندس مجابی و دسته‌ای از دلسوزان فرهنگی گستره معماری و باستان‌شناسی نیز دستی بر ارگ بم دارند، با ذکر خیری که سال‌ها پیش از شادروان دکتر آیت‌الله‌زاده شیرازی در مورد آن‌ها شنیده بودم خوشحال شدم.

ولی واقعیت این است که بازسازی آثار و ساختمان‌های باستانی نیاز به مصالح مرغوب و کارگران آموزش دیده و بودجه ای که ۱۰۰ ملیارد تومان برآورد شده نیز نیاز به بازآوری و ابتکار دولت‌ها دارد. کارهای پخته و اصولی در بازسازی، به ویژه در محدوده ارگ بم با وسعت بیست هکتار، زمان می‌برد و شاید نیاز به پول بیشتری برای این آثار شگفت تاریخی طلب کند.

متاسفانه نه تنها زمین لرزه باعث ویرانی ارگ بم شده، بلکه در برخی از نقاط استان کرمان مثل همه جای کشور شنیده می‌شد که سوداگران از یک سو و ناآشنایی برخی از مسئولان نیز باعث تخریب آثار شده است. وقتی با همراهی یکی از کارمندان بومی دفتر بازسازی میراث، با احتیاط بر فراز ارگ بم رفتیم، عظمت معماری آن بیشتر نمایان شد. 

           

                                              عکس یادبود در کنار ارگ بم 

           

                                                    اتاق حاکم- ارگ بم

 شالوده نخست ارگ بم همانند همه دژهای تاریخی ایرانی، بر فراز پوزه ای بلند در جلگه بم قرار گرفته است. با آن که هوا گرم و دم کرده بود، اما بر فراز ارگ نسیمی خنک می‌وزید. از آن جا ویرانه‌های یخدان پیدا بود. در اتاق بخش حاکم‌نشین بر فراز پوزه، کارگران با لباس‌های آبی رنگ مشغول کار بودند. دیوار با مصالح ساختمان خشت خام و با روکش‌های کاهگلی اندود بود. تاقچه‌ها با تاق‌های زیبا  تزیینات گچی داشتند. پله‌ها و سنگ‌فرش‌ها به سبک زیبایی بودند. از فراز پوزه راهروها و نمایی از بازار، آب انبار، کاروان‌سرا، ویرانه‌های مسجد، بقایای آتشکده، نیایشگاه یهود (ساباط و خانه جهودا)، زورخانه، گرمابه، سربازخانه، زندان ها و اصطبل دیده می‌شدند و هنوز جایشان مشخص بود. با نام خانه‌ها و ساختمان‌ها و دانستنی‌های به جا مانده پس از اسلام چنین پیداست که ارگ بم پس از شالوده نخست آن در روزگاران گوناگون گسترش و نوآباد شده است. در این مجموعه بیست هکتاری بیشتر خانه‌های عمومی به هم متصل و متحد بودند و به یکدیگر راه داشته‌اند اما با شبیخون زمین لرزه هولناک این اتحاد درهم شکسته بود. 

           

                                                نمای آب انبار بزرگ ارگ بم 

           

                                           بخش‌های بازسازی شده ارگ بم

در شهر کرمان نیز ساختمان‌های بسیار زیبای دیگری هستند که از میان آن‌ها مسجد جامع در سده هشتم هجری قمری، در روزگار سر دودمان آل مظفر، با کاشی‌کاری‌های درخشنده (معرق) زیبا با مساحت ۴۸۰۰ متر مربع ساخته شده است. این مسجد در روزگاران گوناگون بازسازی شده و  دارای ایوان، شبستان و سردری بلند است. سر در با "آهو پا کاری" (مقرنس) بی‌نظیر چشم هر گردشگری را به خود خیره می‌کند.  

                        

                        نمای بیرونی مسجد جامع کرمان - بازمانده از روگار آل‌مظفر

           

                            نمای درونی مسجد جامع کرمان - بازمانده از روگار آل‌مظفر

 از ساختمان‌های دیگر در شهر کرمان ساختمان‌های میدان، مسجد، آب انبار، بازار، مدرسه، کاروان‌سرا و گرمابه گنجعلی‌خان گردشگرپذیرترین هستند. در روزگار "شاه محمد خدابنده صفوی" پدر "شاه عباس یکم"، یکی از وزرای او در قزوین پایتخت آن روزگار ایران، "میرزا محمد خبیصی" از دیار کرمان بود. پس از خدابنده پسرش شاه عباس یکم دست به ساختمان سازی بسیاری از جمله بازار، کاروان‌سرا و گرمابه در سراسر شهرها زد. کرمان در روزگار صفوی پشتوانه مهمی برای امنیت بازرگانی در هرمزگان بود و با ساختمان‌های بسیار زیبا و آمد و شد کاروان‌ها دارای بازرگانی پر رونقی شد.

گنجعلی‌خان استاندار کرمان در سال ۱۰۲۰ به سلطان محمد معمار یزدی دستور طراحی و معماری گرمابه‌ای آبرومندانه داد. این گرمابه با کاشی‌کاری، گچ‌بری و نگارگری‌های زیبا که چند نمونه آن هنوز بر دیوار گرمابه پابرجاست، همراه با آهوپاکاری‌های خوش ریخت ساخته شد. سبک معماری این گرمابه به گونه همه گرمابه‌های روزگار صفوی بسیار زیباست. نورگیری آن خیلی ماهرانه انجام پذیرفته است.  با چیره دستی در هنر معماری پنجره‌های چشمه چشمه (مشبک) گرداگرد سقف گنبدی کار گذاشته شده و پنجره ها روشنایی  درون گرمابه را هموار ساخته‌اند. گرمابه گنجعلی‌خان دارای خزینه‌های سرد و گرم بوده است. با کار گذاشتن دیگ بزرگ مسی، با آتش هیزم در زیر دیگ آب گرم می‌شده است.  به گونه برخی از گرمابه‌های سراسر کشور دارای شاه‌نشین بوده و بخشی از گرم‌خانه ویژه سران لشکری و کشوری آن روزگار بوده است. این گرمابه در نظام گذشته آبرومندانه بازسازی و پس از آن موزه شد. 

          

                                  پنجره‌های چشمه چشمه حمام گنجعلی‌خان 

                          

                                                  درون حمام گنجعلی‌خان

 یکی از کاروان‌سراهای کرمان نیز باز مانده از روزگار صفوی در نزدیکی گرمابه است که به بازسازی نیاز دارد. بازار کرمان نیز نه تنها از نظر ساختمانی زیبا است بلکه از نظر بازرگانی نیز خون رگ استان کرمان بوده و حلقه توانمند اقتصاد استان‌های پیرامون است. اگر در روزگار شاه عباس یکم صفوی کرمان پشتوانه امنیت هرمزگان بود، در روزگار کنونی نیز پلی است که با راه آهن بافت، خلیج فارس را به سراسر ایران و آن سوی مرزهای شمالی کشور وصل کرده است. 
        

 

                                 دروازه کاروان‌سرا از درون- بازمانده از روزگار صفوی 

 

                                                                 *

عکس ها از: داریو مزدا، بردیا و محمود دهقانی


 
 
گزارشی از مازندران و ساختمان‌های تاریخی آن
نویسنده : بردیا دهقانی - ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱
 

برگرفته از "ایران نامه"   http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/14/post-750/

دکتر محمود دهقانی

استان مازندران گُل سرسبد گردشگری ایران در کرانه جنوبی دریای مازندران قرار دارد. مرکز آن ساری با داشتن جاهای دیدنی و خیابان‌های زیبا به ویژه خیابان «فرهنگی»، از شهرهای بسیار شکوهمند شمال است. مازندران به استان‌های تهران، سمنان، گلستان، گیلان، و قزوین چسبیده است. کوه پر آوازه دماوند چونان بام گنبد مانند مازندران در سراسر سال از برف سفید پوش است. این استان زنانی زیبا و مردانی ستبر دارد. از دیدگاه باستان‌شناسی مازندران پیشینه‌ای چند هزار ساله داشته و  در روزگار پادشاهی "ورگانا" دیار تبرستان یا "هیرکانیا" نامیده می‌شد. ایل و تبارهای متمدن از جمله "آمارد" و "کادوس" به دشت‌ها و کوه‌پایه‌های آن سرازیر شده‌اند. یافته‌های باستان‌شناسان خودی و بیگانه در موزه ایران‌باستان نشان دهنده درخشش تمدن ژرف و شکوهمند مازندران و سر برآوردن خورشید روزگار هخامنشی در سرزمین ایران است. مازندران در درازنای روزگار خود فراز و نشیب‌های بسیاری پشت سر گذاشته است. پس از اسلام برای نخستین بار کوفیان به سرکردگی سعد ابن عاص به کرانه‌های تبرستان تاختند، اما در روزگار بنی‌امیه مردم تبرستان علیه اشغال‌گران برخاستند. تبرستان از یک سو میدان کشمکش میان آل‌زیار و آل‌بویه و از سویی سامانیان و غزنویان بوده است. پس از طغرل اول سلجوقی، سلطان محمد خوارزمشاه تبرستان را تسخیر کرد. تیموریان خوان آنان را برچیدند اما پس از مرگ امیر تیمور، این بار سادات مرعشی سر برآوردند. با روی کار آمدن شاه عباس یکم صفوی، به گردنکشی و بساط ملوک الطوایفی مرعشی‌های مازندران پایان داده شد. از آنجا که مادر شاه‌عباس مازندرانی بود، کاخ‌ها و ساختمان‌های زیبایی در آنجا ساخته شد و مازندران گستره بازرگانی شمال کشور و تختگاه ییلاقی شاهان صفوی شد.

          

قله دماوند

شهرهای مازندران در میان کوه‌ها، جلگه‌ها و جنگل‌های سرسبز و دل انگیز به همدیگر بسیار نزدیک‌اند. با دیدنی‌های کرانه دریای مازندران، خانه‌های ییلاقی، غذاهای دریایی، فرهنگ و سنن دیرپا، مازندران میزبان میلیون‌ها گردشگر درونی و جهانگرد برون مرزی است. مردم شهرهای این استان بهتر از استان‌های دیگر کشور در گردشگرپذیری تجربه دارند چرا که  پیشینه بازدید گردشگران درونی و جهانگردان برون‌مرز به مازندران دیرینه است. اما از سوی دیگر، در روزگار کنونی بنگاه‌های گردشگری بدون دانش ژرف در زمینه کار خود، گردشگران سراسر کشور، به ویژه مردم پایتخت را بیشتر برای دریا و جنگل به مازندران می‌کشانند و این روال پس از یک دیدار، گردشگر را به کشورهای بیگانه ترغیب می‌کند. باید با بازسازی آثار تاریخی به‌جا مانده در این استان گستره گردشگری را رنگین‌تر نمود. دژها، غارها، برج‌ ها، پارک‌های جنگلی، آبشارها ، رودها، چشمه ها و تالاب‌ها را  می‌بایست برجسته‌تر کرد.

 هرچند یافته‌های باستان‌شناسان از پیشینه سکونت هزاران ساله در موزه‌ها حکایت دارد اما در مازندران آثار باستانی بر جا نمانده، چرا که آب و هوا به گونه استان‌های خشک جنوبی نیست. از آن روی که استان مازندران هوای مرطوب و بارانی دارد، ساختمان‌ها در هر سه دهه به بررسی و بازسازی نیاز دارند. اما برای نمونه در شیراز یا اصفهان زمان بازسازی ساختمان – در صورت مرمت اصولی-  نیم‌قرن برآورد می‌شود.

اگر در جاهایی مثل کرمان خشت‌های گلی دوام هزاران ساله دارند اما در مازندران وضعیت به گونه دیگر است. ساختمان‌ها چه سنگی و یا آجری زودتر از جاهای دیگر کشور فرسوده می‌شوند و از بین می‌روند. تخم برخی از درختان جنگل، به ویژه تخم انجیر با پراکنده شدن با باد و ریشه دواندن در میان درز دیوارهای ساختمان در مازندران آفت جان ساختمان‌های تاریخی و آثار باستانی بوده است. از این رو برای رنگینی گستره گردشگری در مازندران، نیاز به بازسازی ساختمان‌ها و آثار به جا مانده تاریخی بیشتر از استان‌های دیگر است.

استان مازندران با مساحت نزدیک به ۲۴ هزار کیلومتر مربع، دارای شهرها و شهرک‌های بسیار است. شهرستان‌های عمده آن بهشهر، بابل، جویبار، تنکابن، رامسر، چالوس، قائم‌شهر، سواد کوه، محمودآباد، نور، نوشهر، گلوگاه، نکا و بابلسر می‌باشند. شهرستان ساری مرکز استان مازندران پیشینه‌ای دیرینه دارد و همیشه مرکز تبرستان بوده است تا این که "بار فروش" (بابل) مرکز تبرستان شد. اما در روزگار قاجار دوباره، ساری را مرکز مازندران کردند. از روزگار صفوی و دودمان‌های دیگر ساختمان‌های تاریخی بسیاری از جمله پل‌ها، گرمابه‌ها، آب‌بندها، مساجد و بقعه‌ها در مازندران پا برجا هستند که به درخواست انجمن آثار ملی، دکتر منوچهر ستوده که اینک در سن ۹۸ سالگی خود در چالوس زندگی می کنند و آرزومندم ۱۵۰ ساله شوند در پنج جلد کتاب "از آستارا تا استارباد" شناسنامه این آثار را گردآوری کرده که خدمت بسیار بزرگی برای آیندگان در مازندران و سراسر ایران است.

 از آنجا که نگارنده برای پژوهش درباره ساختمان‌های روزگار صفوی چند بار به مازندران سفر کرده ام، بر این باورم که نه تنها سرسبزی مازندران آن را گردشگرپذیر کرده، بلکه تاریخ معماری و ساختمان‌های برجا مانده روزگار صفوی و قاجاری آن نیز  برای گردشگران ارزشمند و دیدنی است.

کاخ‌ها و باغ‌های فرح آباد و بهشهر روزگار صفوی را شاه عباس یکم ساخت. با علاقه شاه عباس به درخت کاری و به‌کارگیری فواره و شُرشُر آب و ساختن حوض در ساختمان‌ها و چراغانی و شمع افروزی گرداگرد برکه‌ها و جویبارهای باغ، نه تنها برخی جهانگردان و پیشینه‌نگاران به آن اشاره کرده اند، بلکه هنور بقایای آن‌ها به‌ویژه در "باغ شاه" بهشهر موجود است. 

            

 باغ‌شاه بازمانده از دوران صفوی در بهشهر

علاقه دیگر شاه عباس شکار بود. از آهوان "میانکاله" در تمامی گزارشات جهانگردان و پیشینه نگاران یاد شده  و در سفرنامه "پیترو د لاواله" با سیاه قلم، نگاره‌ای از شاه و زنان و دختران زیبا و چابک اسب‌سوار که از اصفهان پایتخت کشور برای گردش همراه شاه به کاخ ییلاقی "اشرف البلاد" (بهشهر) رفته اند را در حین شکار، نشان می‌دهد. 

          

آهوان باغ‌شاه بهشهر

 فراوانی آب و درخت در مازندران دست مهندسان روزگار صفوی را برای زیبایی و روح انگیزی کاخ‌ها و خیابان‌ها، باز می‌گذاشت. در سال ۱۶۱۸ میلادی "پیترو د لاواله" در گزارش خود از مازندران به "ونیز" ایتالیا، نوشت اینجا ساختمان‌ها در زیر سایه انبوه درختان جنگلی، آنچنان است که آفتاب دیده نمی‌شود. در کاخ اشرف (بهشهر) "دلاواله" به حضور شاه عباس رسید  و در سفره‌خانه، در هنگامی که گروه موسیقی آرام می‌نواختند، با شاه و نزدیکان شاه بر سر سفره نشست. پس از آن در سال ۱۶۲۸ میلادی ایلچی انگلیس و گروه همراه او نیز در کاخ اشرف به حضور شاه عباس رسیدند.

 هنگامی که شاه عباس به بهشهر می‌آمد، داد و ستد بازرگانی و تصمیم‌های عمده کشور نیز در این شهر گرفته می‌شد. با ساختن کاخ‌ها و گسترش راه‌ها و با کوچ گروه بزرگی از یهودی‌ها و ارامنه به آنجا، شهر نوپای بهشهر جان تازه‌ای گرفت. گزارش‌های جهانگردان و پیشینه‌نگاران خودی و بیگانه و ساختمان‌های به جا مانده، نمایانگر این است که فرح آباد و بهشهر مازندران نقطه مهم گسترش شهرسازی بوده‌اند. هرچند که در سراسر حاشیه دریای مازندران، پل‌ها، گرمابه‌ها، و راه‌های خوبی نیز می‌ساختند.

فرح‌آباد در ۲۵ کیلومتری ساری در روزگار صفوی روستای بسیار کوچکی بود که به آن "طاهان" می‌گفتند. در دهانه رودخانه "تجن" جا گرفته و از دیرباز کشاورزی آن پرآوازه بود. مهندسان شهرسازی شاه عباس و به ویژه «ساروتقی» استاندار مازندران که دانش خوبی در مورد شهرسازی داشت، با  طرح ساختمان‌های کاخ تفریحی و خانه‌هایی که شاه پیشنهاد کرده بود، دست به کار شدند. با آغاز شهر سازی و ساختمان‌های کاخ و ساختن  پل، بازار و باغ‌ها، خیلی از خانواده‌های گرجی و ارمنی و یهودی به آنجا کوچ داده شدند و برخی نیز با آوازه فرح‌آباد خود به آنجا مهاجرت کردند. گزارش «اسکندر بیگ» منشی شاه عباس و گزارش "د لاواله" آغاز و  روند شکل‌گیری و توسعه شهر را نشان می‌دهند. گزارش‌های جهانگردان و کنکاش پیشینه‌نگاران روزگارهای پس از صفوی نیز گوشه هایی از سرگذشت فرح آباد را برملا کرده است.

مهندسان شاه عباس با ساختن راه‌های سنگ فرش و مناسب توانستند جا به جایی مصالح ساختمانی و آمد و رفت کارگران را که گل و لای و باران‌های پی در پی، دست و پا گیر کارشان بود، شتاب بخشیده و آسان نمایند. پس از آن نیز با آوردن شتر که مردم تا به آن روز هیچ وقت شتر در مازندران ندیده بودند، خیلی از معماران و کاشی‌کاران و نقاشان و گچ‌برهای اصفهان را به مازندران آوردند. نه تنها سران کشوری و لشکری، بلکه بازرگانان هم در آنجا خانه‌های نو و زیبا ساختند. با ساختن  کاخ "جهان نما" و بازار و مسجدی بزرگ با معماری منحصر به‌‌فرد آن، روستای "طاهان" به سر و رویی دلپذیر دست یافت که  چون زیبا و دل انگیز بود، نام آن را "فرح آباد" گذاشتند. این پیشرفت در سایه برنامه‌ریزی درست دولت و مسئولان سالم و پاک بود. در گذر از بومی‌ها و سران سپاه و نزدیکان شاه، بیشتر شهروندان فرح آباد یهودی و مسیحی بوده‌اند. با کوچ گروه‌های گوناگون به فرح آباد ساختمان‌های مهمی از جمله بازار، کاروان‌سرا، پُل، گرمابه و مسجد بالا رفت. در آن روزگار فرح آباد دارای نزدیک به سه هزار خانوار شد. کاخ جهان‌نما در انتهای شمالی شهر بود. این کاخ نگارگری‌های زیبا و خوش رنگ داشته و از ایوان آن چشم‌انداز دلپذیر، رود و دشت و دریا بود. ساختمان آن دو اشکوبه و آینه‌های بزرگ داشته که کاشی‌های خوش‌رنگ گرمابه در گمانه‌زنی‌های باستان‌شناسی کنونی در آنجا دیده می‌شود.  اما از خود کاخ تنها یک دیوار به جا مانده است. 

         

دیوار برجای مانده از کاخ جهان نما از دوره صفوی در فرح آباد

 کاخ "جهان‌نما" به دست افسر قزاق "استفان استینکو رازین" و یاغیان او در بهار شوم سال ۱۶۶۸ میلادی، در روزگار "آلکس میخائیلویچ" پدر "پتر" کبیر در روسیه و هم زمان با سال‌های پایانی فرمانروایی شاه‌عباس دوم چپاول و به آتش کشیده شد. نگارگری‌هایی که جهانگردان اروپایی از آن یاد کرده‌اند، همراه آینه‌های بلند و همه  تزییناتش یکسره ویران شد. یاغیان مسلح "رازین" با چند کشتی، و با حقه داد و ستد بازرگانی به آنجا آمده بودند. شب‌هنگام در یک شبیخون، کشتار بی‌گناهان شهر فرح آباد و چپاول خانه‌ها و زندگی بازرگانان را آغاز کردند. پس از کشته شدن انبوهی از مردم،  احتمالا پیشرفت ادامه نیافته و روند خرد کننده‌ای بر سرنوشت فرح‌آباد داشته است.

ویرانه‌های گرمابه همگانی که با مسجد شاه در روزگار صفوی ساخته شده است، یادگار روزگار طلایی فرح آباد، هم‌اکنون مورد بازدید گردشگران است. مسجد شاه فرح‌آباد با تلاش سرکار خانم «سهیلا رجائی علوی» رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مازندران به صورت آبرومندانه نوآباد شد. اما نورپردازی کنونی به‌ویژه با لامپ های "هالوژن" در کنار ستون‌های مسجد هیچ‌گونه جلوه زیبایی و هنری را نشان نمی‌دهد و نگارنده در هنگام بازدید اخیر این نکته را به مهندس سلیمانی در اداره میراث فرهنگی ساری یادآور شدم.

 باید به یاد داشت که معمار روزگار صفوی با چیره دستی، نورگیری مسجد شاه فرح‌آباد را به سبک بی‌نظیری انجام داده و در روزگار کنونی برق کشی در این مسجد، دست کم باید به سبک مساجد روزگار صفوی اصفهان می‌بود. بدون رو در واسی لامپ‌های "هالوژن" و برق‌کشی کنار ستون‌های این مسجد من را به یاد نوپردازی سکوی رقص اروپایی "دیسکوتک" انداخت. 

           

                                            مسجدشاه فرح آباد از نمای نزدیک

          

مسجد‌شاه فرح آباد از نمای دور

مسجد شاه در روزگار صفوی به کاخ "جهان نما" راه داشت. طرح مسجد شباهت به کاروانسرا دارد و  جوی آب بلندی حوض چهار گوش را در وسط حیاط سرریز می کند و به راه خود ادامه می دهد. احتمالا جوی آب از سوی کاخ جاری و به حوض مسجد می آمده و از آن جا راهی شالیزار می‌شده است. طرح این مسجد به گونه مساجد روزگار صفوی در سراسر کشور نیست. اما این مسجد نیز با سردر بلند و سقف ضربی راهرو، بسیار شکوهمند بوده و شبستان‌های شرقی و غربی آن ستون دارند. گنبد بزرگ آجری با نزدیک به ۱۲ متر ژرفا  با ایوان‌های بزرگ و کوچک بسیار زیبا و دل انگیز ساخته شده است. با طرح معماری این مسجد، چنین پیداست که احتمالا چند منظوره بوده است. چون شباهت به یک کاروان‌سرا دارد شاید مسافران و سربازان غیر بومی صفوی هنگام ماموریت و یا سفر به فرح‌آباد در آنجا ساکن می‌شده‌اند. با فضای دوازده متری زیر گنبد و شبستان‌های جادار احتمالا به گونه یک مدرسه نیز از آن استفاده می‌شده است. در مسجد شاه فرح‌آباد اگرچه کاشی‌های فیروزه‌ای شبیه  کاشی‌های اصفهان دیده نمی‌شود، اما هنر آجر کاری آن شاهکار هنر معماری روزگار صفوی را نمایش می‌دهد.

 با وجود ساختمان‌های به جا مانده روزگار صفوی در فرح آباد، همراه با نگهداری ساختمان‌ها و فراهم نمودن انگیزه گردشگری در مردم، می شود چرخ زندگی ساکنان را رو به جلو راند و به فرح‌آباد رونق داد. اما متاسفانه نه تنها آینده‌نگری و ارزشی برای آثار تاریخی نیست، بلکه در کنار پل شکسته  روزگار صفوی که هنوز می شود آن را به خوبی بازسازی کرد، ویرانه گرمابه ای نیز که مردم می‌گویند از روزگار قاجار است، زباله‌دانی شده و شکم و روده اندرون گوسفند در آنجا می‌ریزند. سراسر این شهر تاریخی روستا گشته، که روزگاری پر آوازه بود، حالا بوی بد لاشه گوسفند پراکنده است و خبری از مسئولان بهداشت استان، استاندار، فرماندار و شهردار نیست و دریغا که شمشیر شاه عباس نیز در غلاف روزگار، زنگار بسته است. نگارنده در سفر پیش برای شستشوی خود به همین گرمابه رفتم و مردم فرح آباد و مسافران نیز از آن استفاده می‌کردند و برای بهداشت گردشگران مفید بود.

از برجستگی‌های معماری صفوی در بهشهر نیز "باغ شاه" دل‌پذیر و بی‌نظیر است. با جویباری که از فراز کوه از میان باغ می‌گذرد، این باغ به گونه "بهشت عدن" این شهر است. در فاصله هر متر، هنوز جای شمع‌های روزگار صفوی برای روشنایی شب دیده می‌شوند. سرگذشت ساختمان کنونی شهرداری بهشهر که بر شالوده ساختمان دیوانخانه (چهل ستون) کاخ شاه عباس یکم در این باغ دل‌انگیز ساخته شده از دودمان‌های افشار، قاجار تا پهلوی پر فراز و نشیب بوده اما انتخاب رنگ این ساختمان در روزگار کنونی نیز هیچ بوئی از تاریخ با خود ندارد. هر چند که تجربیات تاریخی کمکی به دوباره سازی آن داشته است. 

                         

سرو کهنسال بازمانده از دوران صفوی در باغ‌شاه بهشهر

 در "باغ شاه" تنها چند درخت سرو از روزگار صفوی پابرجا مانده‌اند که این خود بیشتر از ساختمان نوساز، گویای پیشینه این باغ است و می‌تواند برای گردشگران و جهانگردان بسیار ارزشمند باشد. آهوان و مرغان این باغ نیز یادآور میانکاله و روستای"خرگوران" (شهر بهشهر کنونی) و حیوانات زیبای مازندران با توصیفاتی که جهانگردان اروپایی از آن کرده‌اند، می‌باشد. 

           

 کاخ ‌چشمه بازمانده از دوران صفوی

 "چشمه عمارت" در سمت غرب بهشهر بین "عباس آباد" و "باغ شاه" نیز با بکارگیری گردش آب به گونه‌ای شگرف اوج معماری روزگار صفوی را در این شهر به نمایش گذاشته است.  این ساختمان چهار گوش آجری و دو اشکوبه است. سقف ساختمان گنبدی بوده و در اشکوبه همکف یک چشمه از زمین فوران دارد و برای همین به آن "کاخ چشمه" و یا آنگونه که در روزگار صفوی نامیده می شد "چشمه عمارت" گفته اند. روشن نیست که آیا معماران صفوی آب چشمه را از راه دور، و از فراز کوه به درون ساختمان هدایت کرده اند یا اینکه چشمه به گونه طبیعی در آنجا وجود داشته است. اما با ریختن رنگ و یا با ریختن کاه در سر چشمه های فراز کوه، احتمالا می شود سر از کار معماران صفوی درآورد.

از برجستگی‌های "کاخ چشمه" سیستم آب رسانی آن است که در آن روزگار بدون وجود پمپ با سبک ماهرانه آب را به اشکوب بالا برده، با گردش و سرریز شدن حوضچه‌های بالا، دوباره به اشکوب هم کف سرازیر می‌شده است. پس از آن در نهری از ساختمان بیرون شده و به حوض‌های پیرامون ساختمان می ریخته و با سرریز شدن حوض ها در جویبارهای باغ به گردش در آمده و به شالیزار می‌رفته است.

از برجستگی‌های دیگر هنر معماران چیره‌دست "کاخ چشمه" روزگار صفوی این است که در لای دیوارهای اشکوب هم کف به اشکوب بالا حفره‌هایی ساخته‌اند که با به کارگیری تکنیک آوا شنودی صدای موسیقی گروه نوازندگانی که هنگام جشن‌ها، به‌ویژه در موسم نوروز گرداگرد چشمه می‌نواخته‌اند به بالا رفته و در سراسر این ساختمان زیبا و شاعرانه پژواک داشته است.

کاخ صفی‌آباد بهشهر نیز یادگاری دیگر از روزگار صفوی بر فراز تپه قرار دارد. این کاخ چهارگوش، در درازنای پیشینه خود چند بار بازسازی شده که یک بار در روزگار قاجار، نه تنها کاخ بلکه اصطبل اسب‌ها نیز بازسازی شد. پس از روزگار قاجار ساختمان یکسره نوآباد شد و هم اکنون یکی از مناظر زیبای شهر است. 

           

آب‌بند عباس‌آباد بهشهر  

 

زباله ها پیرامون آب‌بند عباس آباد

از جاهای دل‌پذیر و دیدنی دیگر بهشهر، برکه‌ای بسیار بزرگ به گونه یک دریاچه است که بر فراز کوه و در آغوش جنگل و با  آب‌بند بسیار زیبا، همراه با کاخ و گرمابه در روزگار شاه عباس یکم صفوی ساخته شده و به آن "عباس آباد" می‌گویند. معماران آن روزگار در میان دریاچه یک ساختمان چهارتاقی ساخته‌اند که با بالا آمدن آب دریاچه، چهارتاقی به زیر آب می‌رفته است. بر فراز چهارتاقی یک بالاخانه چهار گوش قرار داشته، و آب به گونه‌ای بسیار فنی از چشمه‌های فراز کوه با فشار از تنبوشه‌های سفالی از زیر دریاچه می‌آمده و از آن جا به بالاخانه در اشکوب بالای چهارتاقی می‌رفته است. در بالاخانه یک حوض ساخته بودند که گراگرد آن قالی‌های خوش‌رنگ با پشتی‌های زیبا فرش و محل استراحت شاه عباس و شاهان پس از او بوده است. با گردش آب، حوض کوچک فواره دار بالاخانه سرریز می‌شده و از چهار ناودان از چهار گوشه، به دریاچه برمی‌گشته است. آب دریاچه در تابستان از دهانه سد می‌گذرد و شالیزارهای "شاه کیله" و "سارو" را آبیاری و پس از آن به خلیج گرگان می‌ریزد.

کنار دریاچه هنوز دو برج دیدبانی زیبا، با کاربرد چند منظوره پابرجاست که از سوی سازمان میراث فرهنگی آبرومندانه بازسازی شده‌اند. عباس‌آباد نه تنها برای گردشگران و جهانگردان بلکه جای دل‌انگیزی برای تفریحآخر هفته خانواده‌های بهشهر نیز می‌باشد. با برنامه‌ریزی درست و فنی، عباس‌آباد می‌تواند سرچشمه درآمد بسیار خوبی برای این شهر شود چرا که اوج هنر معماری روزگار صفوی در بکارگیری آب، طبیعت بکر، جنگل، آب بند، چشمه، دریاچه و از سوئی کوه "جهان مورا"  در سراسر کشور همتا ندارد.

 هرچند سازمان میراث فرهنگی کارهایی در عباس آباد انجام داده، اما ریشه‌ای و کارساز نیست. برای  زیبا کردن پیرامون و نگهداری از عباس آباد به بودجه و کارهای بیشتری نیاز است. نکته آزار دهنده در کنار این دریاچه  دل‌انگیز یادگار روزگار صفوی، این است که بازدیدکنندگان کنونی با ریختن زباله و پلاستک و قوطی‌های کنسرو، محیط را به شدت غیر بهداشتی کرده‌اند. در گوشه و کنار خاکستر و چاله‌ها، نشانه ای از برافروختن آتش در کنار درختان بود.  

در عصر کنونی با اجاق‌های خورشیدی مثل همه شهرهای زیبای سراسر جهان می شود از برپا کردن آتش بازدیدکنندگان جلوگیری کرد. اما اجاق‌های خورشیدی نیز باید پس از غروب آفتاب خاموش و نظافت آن پس از پخت و پز، با تبلیغات به مردم یاد داده شود. شوربختانه احترام به محیط زیست و نگهداری از آثار باستانی، در رسانه‌ها به مردم شهر و گردشگران سراسر کشور آموزش داده نشده است.